صفحه 1
استاندارد

هوشمندتر کار کن، نه سخت تر

Working Smarter, Not Harder

  1. Complete most important tasks first.
  2. Learn to say “no”.
  3. Sleep at least 7-8 hours.
  4. Devote your entire focus to the task at hand.
  5. Get an early start.
  6. Don’t allow unimportant details to drag you down.
  7. Turn key tasks into habits.
  8. Be conscientious of amount of TV/Internet/gaming time.
  9. Delineate a time limit in which to complete task.
  10. Leave a buffer-time between tasks.
  11. Don’t think of the totality of your to-do list.
  12. Exercise and eat healthily.
  13. Utilize weekends.
  14. Create organizing systems.
  15. Do something during waiting time.
  16. Commit to your plan to do something.
  17. Batch related tasks together.
  18. Find time for silence.
  19. Eliminate the non-essential.

استاندارد

حاجی واشنگتن

فکر و ذکرمان شد کسب آبرو. چه آبرویی ؟

مملکت رو تعطیل کنید. دارلایتام دایر کنید درست تره .

مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می آید.

قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می کند، نفوس حق النفس می دهند.

باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم.

میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی. سر بریدن از ختنه سهل تر .

ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده.

چشم ها خمار از تراخم است.

چهره ها تکیده از تریاک.

خلق خدا به چه روز افتادند از تدبیر ما؛ دلال، فاحشه، لوطی، لـله، قاپ باز، کف زن، رمال، معرکه گیر، گدایی که خودش شغلی است.

ملیجک در گلدان نقره می شاشد.

چه انتطاری از این دودمان با آن سرسلسله آخته ؟

حقیقتا ما تمدنی کهن داریم یا کهنه!

استاندارد

فرزندان پرمان

سلام.

یادمه سال ۸۶ که شرکت پرمان مبتکر رو ثبت کردم با اصرار پدرم و افق دید صنعتی بود. اون زمان دانشجوی ترم آخر مهندسی مکانیک ساخت و تولید بودم. البته می دونستم که بر حسب علایق ام باید موضوع شرکت رو ببینم و همینطور هم شد.

ترم آخر رو یادمه رفتم برای کار در یک شرکت تولیدی به نام آدنیس. مدیر تولید از دوستان هم دانشگاهی هام بود و رئیس بزرگوارم هم همینطور. مدتی شدم طراح بخش تحقیق و توسعه(R&D) و این همکاری ۶ ماه ادامه پیدا کرد. مخلص کلام تجربه خیلی خوبی بود. بهینه سازی و طراحی و ارزیابی های تولید بخاری و کولر برام یه تجربه ساخت واسه بعد از اتمام درس.

(نمی دونم باید در این بین فعالیت هام رو هم بگم یا نه؟! اما اینو به عنوان پرانتز می زارم برای بعد.چون خیلی شیرین و دوست داشتنیه برام)

سالها گذشت و بعد از اتمام دوره سربازی تصمیم به راه اندازی یک مجموعه طراحی صنعتی با دوستان کردیم. تقریبا در مدت ۶ ماه فقط یک کار طراحی قالب انجام دادیم و خلاص. اوضاع تولید رو به وخامت رفت و مجموعه ها در وضع مناسبی نبودن. کم کم به سمت اجرای پروژه های تاسیساتی و ساختمانی کشیده شدیم.

از دل این پروژه ها همین گروه پرمان مبتکر شرق جان دوباره گرفت و شروع و راه خوبی رو داشت می رفت که تا الان ادامه داره.

به موازات این راه از قدیم گاه به گاه طراحی های گرافیکی هم انجام می دادم. پروژه های تبلیغاتی و میدانی یکی از علایق جدایی ناپذیر من بود. عکاسی رو هم از سال ۷۹ شروع کرده بودم و تو این سالها توسعه پیدا کرده بود مهارت هام. در سالهای بعد از ۸۸ که کم کم داشتم از این وادی فاصله می گرفتم به واسطه دوست خوب محمدجواد مولودی و سعید داوری نژاد گروه پژوهش های کاربردی پرمان پا گرفت. البته تجربیات همه ما از سالهای ۸۰ شروع شده بود اما گروه رو از سال ۸۹ پایه گذاری کردیم. خیلی از دوستان دیگر هم گهگداری به ما لطف داشتن و تو پروژه ها کمک می کردن.

در سال ۱۳۹۰ وقت بعد از ظهر ها رو به فعالیت های اینترنتی و طراحی سایت اختصاص داده بودیم. این شده بود یکی از راه های درآمدزایی و تفریحی ما. سومین فرزندمون هم اون موقع پا به عرصه گذاشت. پرمان شاپ قرار بود فقط یک فروشگاه محصولات آموزشی و فایل های کاربردی و ویدیو ها باشه. اما این موضوع ادامه پیدا نکرد و فقط یک ۱۸ ماه دووم آورد.

با توجه به اینکه من  در سال آخر کارشناسی ۱۳۸۷ پروژه ام رو ارزیابی ساخت پرینترهای سه بعدی لیزری(فرآیند استریولیتوگرافی) تعیین کرده بودم و البته هیچ مرجع داخلی و فارسی برای آن وجود نداشت، این علاقه جوری در من شکوفا بود که یادمه چند بار از بیرجند رفتم تهران تا با اساتید فن مشورت کنم و یا بتونم مرجع مکتوبی رو پیدا کنم. بعد از تکمیل پایانامه و پایان تحصیل این علاقه هم همینطور موند گوشه ذهنم تا اینکه در سال ۱۳۹۲ به پیشنهاد دوست عزیزم مهندس سعید داوری نژاد دوباره برگشتیم به این گود.

اولین تولید کننده و توسعه دهنده پینتر های سه بعدی در ایران.

پرمان شاپ تبدیل شد به محل فروش دستگاه هایی که خودمون می ساختیم و قطعات آن.

ادامه دارد……….

استاندارد

دزدها

جمله جالبیه: دزد ها در ایران بانک نمی زنند، بانک تاسیس می کنند!

حالا اگر با کمی دقت به ساز و کار این اتفاق دقت کنیم می بینیم که دزد ها دستگیر هم نمیشن، یا مدیر میشن یا مسئول یا ر.ج.

و البته … هیچی.

البته در معنای دزدی و مراتب اون هم باید انسان تحقیق بکنه، چون با تغییر شرایط حتما تعاریف هم تغییر خواهند کرد.

استاندارد

بسم الله الرحمن الرحیم


دیدین بچه که بودیم بابا مامانا وقتی از وسیله های

مردم خیلی خوشمون میومد و ذوق می کردیم و نمی خواستیم پس بدیمشون چهقدر عصبانی میشدن. تازه اون وقت بود که شروع می کردیم به تعریف از اون وسیله هه که شاید دلشون بسوزه و بدن به ما..
.
.
.
یه دوسالی هست گه گاهی میریم باغ پدرخانم یکی از دوستامون. یه تابلویی داشتن اونجا هی من تعریف می مردم ازش.هی تعریف می کردم. هی تعریف می کردم.
تا اینکه چهارشنبه سوری که اونجا بودیم و صاحاب باغ اونجا بود، تابلو رو به من کادو داد. سمانه داشت مثل همون مامان بابا ها سرخ و سفید میشد، منم مثل بچه ها ذوق کرده بودم. حالا رفتم اون تابلو رو قاب کردم گذاشتم بالاسرم تو دفترم?????????
اثر استاد شجاعی سال ١٣٨٠
رنگ روغن

استاندارد

آری! ترسیده ایم!

باید بگویم آری ترسیده ایم.

ترسیده ایم که تکرار شوی و با خودت دوباره تکرار کنی آن همه را. تکرار شود برایمان آن خاطرات.

چند روزی است که پشتم گاه به گاه می لرزد، از اسمت وحشت می کنم. از صدایت، از نوع تفکرت، از رفتارت، از ایدئولوژی های پوسیده.

این نوشتاری در دفاعی از قبلی های و حالایی ها در مقابلت نیست. حقیقتی تلخ تر از آنهاست.

گاهی به هموطنانی که رفتند فکر می کنم، از این کشور یا از این دنیا. به اعتباری که از دست درست در این کشور و در دنیا. به اقتصادی که به فنا رفت. استعدادهایی که به هرز رفتند. شاید همه اش تقصیر تو نبود، اما تو شدی عینیت تفکر واپسگرا و ناکارامد. شدی سمبل ناکامی یک ملت در تحقق آینده.

اگر بیایی همین اندکی و کمتر از اندکی از آرامش را خواهی گرفت.

استاندارد

مذاکره

img_4117-2.jpg

  

“ده فرمان پیتر دراکر برای تکنیک های مذاکره”☣☣☣☣

پیتر دراکر اندیشمند و صاحبنظر بزرگ آمریکایی در عرصه مدیریت معتقد است ، هنر متقاعد کردن راز موفقیت انسانها و یا شرکتهای تجاری موفق است.امروزه بسیاری از شرکتها جهت برنده شدن در مناقصات و مزایده ها در عرصه تجارت ، از متخصصین زبده در امر مذاکرات تجاری بهره می گیرند.در اینجا برای شما چند راهکار در مذاکرات تجاری را ذکر می کنیم.که حاصل تجربیات این مشاوران حرفه ای می باشد :

۱- هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید :

بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای مذاکره قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان مطلع شوید.

۲- همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید

کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.

۳- همیشه قیمت بالاتری بدهید

همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.

۴- هیچگاه خود را مشتاق نشان ندهید

هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.

۵- همیشه برای ترک مذاکره آماده باشید

اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک مذاکره باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که مذاکره ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.

۶٫ فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد

یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.

۷- یاد بگیرید که ساکت بمانید

گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای ۳۰ دقیقه، ۹۰ دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید.

سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.

۸- در مورد همه چیز تحقیق کنید.

چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در جریان مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.

۹- هیچگاه در وسط کار مذاکره را بر هم نزنید

در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا مذاکره را تمام کنید، اما مهم این است که مذاکره نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن مذاکره نداشته باشید.

۱۰- همیشه مودب باشید

مهم نیست که طرف مقابلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردی خود را از دست ندهید.

استاندارد

شعر طنز “احمد طناز” درباره انتخابات مجلس:

img_4092-3.jpg

 انتخابات دگر بار دگر در راه است

خلق را وعده ی پوچ سر خرمن بدهید

پسران عذبی را که مجرد هستند

همه را یک شبه با سازودُهُل زغن بدهید

به مدیران ادارات کلیدی ، اسفند

غیر پاداش کلان یک دوسه تا وَن بدهید

وَ به افرادِ موثر سندِ باغ و زمین

در محل ِ خفنی از طرف من بدهید

به زنان تا که بیایند و به ما رای دهند

قول آزادی ِ کوتاهی ِ دامن بدهید

گرگ را وعده میش و به خران وعده کاه

جوجه ها را الکی وعده ی ارزن بدهید

گر چه موجودی ِ صندوق تمام است ولی

به رعیت کوپن ِ شکر و روغن بدهید

 خانه در مملکت ارزان شد و باید پس از این

به جهان وعده ی ارزانی ِ مسکن بدهید

 الکی توی ِ سخنرانی تان در سیما

وعده ی کنترل قیمتِ آهن بدهید

یا به اموات علی رغم گرانی ِ قبور

قول ِ کمتر شدن ِ قیمتِ مدفن بدهید

 تا که تاثیر کند صحبتتان بین ِ عوام

وعده ها را همه با واژه ی شرعا” بدهید

 خشتکش پاره شد و احمد ِ طناز نوشت:

به طرف حداقل یک نخ و سوزن بدهید

استاندارد

بودجه های پروژه های  عمرانی به کجا می رود؟

 نزدیک به ٢سال گذشته در کنار تمام پروژه ها، درگیری اصلی گروه کاری پرمان اتمام و تحویل پروژه رستوران هویزه بوده.پروژه ای که قرار بود ۵ ماهه به اتمام برسه، اما به علت عدم توانایی کارفرما در ارایه نقشه و ابلاغ و به طور شفاف ، نبود سواد فنی، بعد از گذشت ٢۵ ماه هنوز ۶ ماه دیگر در بهترین حالت ادامه خواهد داشت.

این پروژه بکبار بعد از گذشت ٩ ماه از شروع افتتاح شد اما به علت پسندیده نشدن از طرف مسؤولین دوباره دستهوش تغییرات و تخریبات فراوانی شد.

نکته ای که تجربه شخصی من بوده صرف هزینه های گزاف ٢٠٠ درصدی نسبت به براورد اولیه و افزودنه شدن هزینه ساخت تا ٢برابر با توجیه سلیقه امری غریب و دور از انتظار بود. اینکه به جای بررسی های اولیه پول بیت المال تا ٢ برابر به علت عدم توانایی فنی و بروکراسی اداری سازمان های دولتی و شبه دولتی ، دور ریخته می شود.

مدت زمانی که مجموعه ما برای این پروژه گذاشت بیشتر از بار مالی و اعتباری ، هزینه های روانی و زمانی بوده است که دیگر رمق و انگیزه ای و البته اعتمادی برایمان باقی نگذاشته است.

خدا کند که در این کشور اول تخصص و بعد تعهد حاکم گردد….

حاشیه

قوانین مورفی

murphy

قانون مورفی در سال ۱۹۴۹ در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه یک تکنسین سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد.

مورفی درباره این تکنسین گفت: “اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه اون همون یه راه رو پیدا می‌کنه” و این اولین قانون مورفی بود.

در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه یافت. بعدا قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند.

برخی از این قوانین به شرح زیر هستند: ادامه مطلب ←