من مطمئنم كه اينقدر كه فراموش نكردن هميدگه مهمه ، سطر هاي عاشقانه مهم نيست.
من مطمئنم بقدري كه ارج نهادن به ارزش انسانها مهمه ، شكل ظاهرشون مهم نيست.
من مطمئنم بقدري كه دل شاد مهمه ، شكم گرسنه مهم نيست.
من مطمئنم بقدري كه فهم درد مهمه ، رفع اون مهم نيست.
من مطمئنم بقدري كه بچه ها مهم اند ، بزرگ ترها مهم نيستند.
و من مطمئنم كه خيلي ها با من موافقند...............
سلام
اوضاع خيلي بهم ريخته...حتما توجه كردين.
- شرق تقابل خر و اسب رو (حماقت و نجابت ) رو به تصوير كشيد...
- همسر الهام به غير از جهالت خودش بي كفايتي نظام رو در مواجهه با سركوب صداي آزاد مردم نشون داد...
- پاپ بينش مذهبي و سياسي خودش رو به بهترين وجه در مقابل اسلام به همگان نشان داد.
- محمود احمدي نژاد به گونه اي ملموس روابط بين المللي پيشرو خودش را در رابطه با كشور هاي آمريكاي لاتين و آفريقا يي و از همه محمتر ونزوئلا به همگان نشان داد
- خاتمي با توجه به روش نيكوي [جواب ابلهان خاموشي است] سعه صدر خود را در مقابل افراط گرايي هاي داخلي نشان داد.
- دولت و مسئولين هم با كمك ابزارهاي رسانه اي خود مرتبا درحال انحراف اذهان از مسائلي مهمي چون تحريم+تخريب آثار باستاني+سفر هاي خاتمي به عنوان سفير فرهنگي اسلام و ايران در امريكا+گفتمان انديشمندانه فاطمه رجبي+رشد فقر در اجتماع و................
البته بايد اين مسئله را در نظر گرفت كه دولت با توسل به ابزار رسانه و نيز طلاع رساني ناقص بهترين روش را براي سرپوش گذاشتن بر روي كاستي ها انتخاب كرده است.
- افزايش شكست حريم خصوصي افراد توسط اعمال قانون توسط سياست هاي نامانوسي چون پليس موبايل
- محدود كردن بيشتر مراكز اطلاع رساني اينترنتي با توجه به اعلام فيلتر شدن 10ميليون آدرس اينترنتي
و.............
براي نتيجه هم از قديم گفتن : آنچه عيان است چه حاجت به بيان است...
شاید یکی از دلایلش تعطیلی ونامه شرق باشه...شاید هم یکی از دوستانم که ...شاید هم خود حس شعر...بهر حال می دونم خوندنش برای هر کسی خالی از لطف نیست..
زمستان
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كسي يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟
مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي
منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
ميلاد مهدي منتظر
بر همه خوبان مبارك باد............
Betty
رنگ روغن اثر Gerhard Richter
یکی از تصاویر مورد علاقه ام این نقاشی ارزشمند است که هدیه شد به یکی از دوستانم جواد عزیز...
در مورد این اثر دوست داشتم حس شخصی و نظرم را با شما نیزدر میان بگذارم.
حس انتظار Betty برایم جذاب می نمود.
اینکه انگار در حال مصاحبت با شما بوده که به ناگهان از شما رو برگردانده و به پشت سر نظاره کرده است.
و اینکه شاید تعلق خاطری به این لحظه و این مکان و حتی مخاطب مستتر در بیرون از قاب ندارد. البته نظر من وجود شخص دیگری در بیرون از قاب تصویر است .
Betty درعین اینکه زیبایی را از خودش متصور می سازد ولی این حس که شاید هر چهره ای را داشته باشد نیز القا می کند و این رابطه ای هم ذات پندارانه را در بیننده ایجاد می کند.
عمق تاریک تصویر نیز ایجاد یک ابهام می کند که شاید حکایت از حس منفی ای عمدی و یا نامعلوم دارد.
بهر حال این تصویر برای من از این جنبه ارزشمند است که جس ناپایداری لحظه و مکان و مخاطب را به خوبی القا می کند.

خواهرم / برادرم سلام
امسال سومین سال برگزاری جشن گلریزان مهر است.گلریزان مهر تداعی کننده سنت زیبای پهلوانی و رادمردی مردمی است که عشق و مهر و سکه را ارزشمندترین خلعت ها و هدیه ها می ساختند و همه را صمیمانه به گود پهلوانی ارزانی می داشتند ؛ بدان امید که عزت و آبرو و نان سفره ای پایدار و برقرار بماند.
حضور بزرگان شهرمان در جشن های پیشین که بنا به استطاعت خویش به یاری محرومان شتافتند ما را بر آن داشت که سومین جشن گلریزان مهر را برگزار نماییم، هر چند نبود بزرگان در جشن مان همیشه سوال برانگیز است.
اکنون شما بزرگ گرامی !
در شب های ولادت مولایمان حسین (ع) و برادر رشیدش ابوالفضل العباس (ع) می خواهیم خرق عادت نماییم. سنت است که در شب شهادتشان با یاد ندای « هل من ناصر ینصرنی» زخم های دل تازه می شود و سوگواران آشفته از حزن عظیمی که در این کلمات است در حسرت یاری درمانده ای هستند.
اینک در شب ولادتشان « هل من ناصر ینصرنی» سر می دهیم.
میدان پهلوانی و گلریزان گسترده است و « هل من ناصر ینصرنی» برای کمک به ایتام و معلولین طنین انداز و ما چشم انتظار پاسخ عاشقان مولایمان و مولا ابوالفضل.
مکان برگزاری مراسم :
6/6/85 باشگاه باستانی اداره برق (بعد از نماز مغرب و عشاء)
7/6/85 مجتمع فرهنگی هنری سروکاشمر (ساعت 30/18)
مجموعه جشن های گلریزان مهر