تبليغاتX
گل کاکتوس

 

اين هم از اثار خلاقيت ايراني

خلاقيت

 

+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 11:32 توسط امیر عباس فرمان |

دكتر ?فريدون جنيدي?، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره‌شناسي و تاريخ باستان، روز سه‌شنبه در سخنراني همايش شب چله به شناخت علوم گاه‌شماري و جغرافيايي در دوران باستان پرداخت و گفت: ?هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان بي‌تمدن هم برگزار مي‌شد.
استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه‌شماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكي‌يكي برج‌ها از جلوي چشم‌ها عبور مي‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها مي‌دانستند 6 برج ديگر كه ديده نمي‌شوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره مي‌كنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي ?چله نشستن?، ?چل چلي? و در طبرستان واژه‌هاي ?پيرا چله،‌ گرما چله? نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.
در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پديد / نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 11:29 توسط امیر عباس فرمان |

سلام

لینک زیرمربوط به مطلب کارگاه جوان است.

"مشکلات رو شکلات کنیم" روزنامه خراسان،ویژه نامه خراسان جنوبی،صفحه جوان

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 16:33 توسط امیر عباس فرمان |

شيخي به زني فاحشه گفتا مستي

هر لحظه به   پاي دگري پا بستي

زن گفت شيخ هرآنچه گفتي هستم

اما تو چنان كه مي نمايي هستي

 

این مطلع کتاب "معصومه شیرازی" محمد علی جمالزاده است که به جرات می تونم بگم  اعتقاد وافری به داستان نقل شده دراون دارم.

همیشه تو ذهنم محمود رو تصور می کنم که چه رابطه غریبی با معصومه داشت و شاید باور نکنید اگر بگم همین چند ماه پیش بود که "معصومه شیرازی" رو در مشهد دیدم. انگار واقعا به مشهد رسیده بود. در تشییع جنازه فردی همچون محمود،جنازه غریب بی کسی چون معصومه شیرازی هم  تشییع شد و چه لحظه نابی بود ان لجظات.

معصومه شیرازی یک زن ناپاک نبود بلکه نوری بود برای دیدن مردان ناپاک و بوالهوسان زمانه. از داروغه تا روحانی.

محمد علی جمالزاده در زمانه ای که  صحرای محشر را نمی توان دید آن را چنان تصویر کرده که انگار در آن حضور داشته است.

حیف که کتاب را اینجا ندارم والا قسمتهایی را از آن برایتان می نگاشتم تا از آن لذت ببرید.

پیشنهاد می کنم حتمااین کتاب رو گیر بیارید و چند بار بخوانید.

+ نوشته شده در سه شنبه 27 آذر1386ساعت 13:21 توسط امیر عباس فرمان |

سلام

بعد از اینکه دیدم انگار قرار نیست کسی با من گفتمان وبلاگی داشته باشه و هیچ نظر مرتبط با متن رو نده، من هم هیچ تصمیمی نگرفتم و همین.

البته می خواستم یه چیزی رو بگم. به لطف معاونت سردبیر روزنامه و دوستانم از هفته ی پیش هر هفته در صفحه جوان ویژه نامه خراسان جنوبی ستونی خواهم داشت به نام "کارگاه جوان". لینک این ستون رو در پایین قرار می دم تا مگر کسی لطف کنه و نظرش رو بعد از خوندن منعکس کنه.

کارگاه جوان،شماره اول،روزنامه خراسان،ویژه نامه خراسان جنوبی،صفحه جوان

+ نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 16:55 توسط امیر عباس فرمان |

سلام

شرمنده که هنوز خیلی از عکس های کویر مونده و هنوز هیچ توضیحی براشون ندارم. حمل بر کلاس گذاشتن نباشه می تونین تو این لینک گزارش این سفر سه روز به کویر رو تو روزنامه خراسان بخونین تا خودم مفسلش رو بعدا بگم. خدم نوشتم

ميهماني ٣ روزه در سرزمين بي انتها 

دیروز هم بعد از چند ماه کتاب خوندم.یک کتاب بسیار جالب از یکی ازنویسنده های بزرگ دنیا "گابریل گارسیا مارکز". آخرین کتاب او که نامش "خاطرات روسپیان سودازده من " است توسط اداره ارشاد ممنوع الچاپ است و اثر حاضر ترجمه ایست که توسط خود مترجم روی محیط اینترنت قرار داده شده بود.

می تونم بگم یه شاهکار بود . من که بکوب نشستم از روی مونینتور همشو خوندم. کتاب در رابطه با زندگی یک مرد پیر نه یک پیرمردِ که خاطراتش و خودش رو مرور می کنه و در این میان عاشق می شه و امید براش احساسات و زندگی جدیدی رقم می زنه.

لینکش رو در پایین می زارم تا دانلود کنید.

"خاطرات روسپیان سودا زده من" آخرین اثر گابریل گارسیا مارکز

+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 21:23 توسط امیر عباس فرمان |

با سلام

دوست دارم یه متن در خور برای این مطلب بزارم ولی الان وقتش رو ندارم یا بهتر بگم تو مودش نیستم. فعلا اینها رو ببینید.(روی ادامه مطلب کلیک کنید.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386ساعت 19:10 توسط امیر عباس فرمان |