صفحه 1
استاندارد

نامه محمدرضاخاتمی به فرمانده سپاه:این رفتار شما یعنی حکومت کودتا

سید محمدرضا خاتمی، عضو شورای مرکزی و دفتر سیاسی و دبیرکل سابق جبهه مشارکت، در نامه‌ای خطاب به فرمانده کل سپاه پاسداران، به اظهارات اخیر او واکنش نشان داد و تصریح کرد که این رفتار یک فرمانده نظامی در عرف سیاسی دنیا یک تعریف بیشتر ندارد و آن هم حکومت کودتا است.

رضا خاتمی در نامه خود خطاب به سردار جعفری تصریح کرده است: شما از کدام جایگاه سیاسی یا قضایی برای حضور یا عدم حضور یک شهروند در فعالیت سیاسی قانونی شرط تعیین می کنید؟ این موضع شما در کنار همه مداخلات سیاسی دیگر بر خلاف راهی است که امام برای نیروهای مسلح بیان فرمودند و اگر شما واقعا به امام معتقد هستید باید بدون درنگ از این موضع گیری ها دوری کنید.

خاتمی همچنین تاکید کرده است: خاتمی و اصلاح طلبان واقعی تشنه قدرت نیستند که برای رسیدن به آن از اصول خود بگذرند. آنها نگران آینده کشور هستند که در ورطه هولناکی گرفتار شده است و البته برای نجات کشور حاضر هستند از آبروی خود بگذرند و اگر از عفو و اغماض حرف می زنند نه برای نجات سرهای خود از تیغ های بران، بلکه برای ایجاد زمینه ای آرام برای اندیشیدن کسانی است که به مردم جفا کردند و شاید بازگشت آنها مجالی باشد برای حاکمیت اخلاق و تدبیر و دانایی.

متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای محمد علی (عزیز) جعفری

با سلام

نمی دانم جنابعالی را باید با چه سمتی خطاب کنم. فرمانده سپاه پاسداران؟ مسئول سازندگی کشور؟ مسئول فرهنگ و اخلاق جامعه؟ رئیس دولت یا رئیس حکومت نظامی؟

جنابعالی در مصاحبه اخیر خود در همه امور ریز و درشت کشور وارد شده اید و لابد با تفسیری که بعضی دوستان از نقشی که در قانون اساسی برای سپاه تعریف شده است دارند، یعنی دفاع از انقلاب، این همه مسئولیت به عهده سپاه است.

من به بخشهای مختلف صحبتهای شما کاری ندارم که اگر مجالی و امنیتی باشد هزاران انسان نخبه به نقد منطقی و مستدل و مستند آنها خواهند پرداخت بلکه روی سخن من با ان بخش از صحبتهای شما است که برای اقای خاتمی و سایر اصلاح طلبان شرط گذاشته اید. البته اگر اجازه بفرمایید!

۱- ممکن است بفرمایید شما از کدام جایگاه سیاسی یا قضایی برای حضور یا عدم حضور یک شهروند در فعالیت سیاسی قانونی شرط تعیین می کنید؟ این موضع شما در کنار همه مداخلات سیاسی دیگر بر خلاف راهی است که امام برای نیروهای مسلح بیان فرمودند و اگر شما واقعا به امام معتقد هستید باید بدون درنگ از این موضع گیری ها دوری کنید و در غیر این صورت طبعا نه فقط فرماندهی شما برسپاه بلکه عضویت شما در این نهاد حتی به عنوان یک عضو ساده نیز محل مناقشه خواهد بود و باید به دنبال راه اندازی یک حزب سیاسی باشید و در این صورت هم حق ندارید بگویید چه کسی بیاید یا نیاید.

۲- این رفتار شما به عنوان یک فرمانده نظامی در عرف سیاسی دنیا یک تعریف بیشتر ندارد و آن هم حکومت کودتا است. چرا که در حکومت نظامیان کودتاگر، قانون همان است که فرماندار نظامی می گوید و همه طوعا یا کرها باید بپذیرند. من البته گمان نمی کنم شما به این سادگی خواسته باشید با این گفتار نسنجیده، همه ادعاهای منتقدان و معترضان در دو سال گذشته را به اثبات رسانده باشید. لابد اشتباهی و ناآگاهانه چیزی گفته شده است که باید سریعا و صریحا اصلاح شود.

۳- اما اگر همچنان بر سخنان خود اصرار دارید باید به عرض برسانم که آنها که در مکتب سیاسی امام پرورش یافته اند برای فعالیت سیاسی و اجتماعی به مجوز هیچ کس از جمله شما نیازی ندارند و از این اشتلم ها بیم به دل راه نمی دهند. شما می توانید نگذارید غیر از خودی هایتان کسان دیگری در انتخابات شرکت کنند یا حتی می توانید همه منتقدان را به زندان بیندازید و انتخابات خیلی خیلی پرشور حتی شورتر از انتخابات ریاست جمهوری برگزار کنید! اما لابد می دانید که میدان سیاست برای خاتمی و همفکرانش میدان تنگ قدرتی نیست که شما محدوده آن را تعیین می کنید. نشستن بر صندلی قدرت کاری است بسیار آسان و تازه دو روزی بیشتر نوبت هر کس نیست اما جای گرفتن در دل مردم کاری است بسیار سخت که البته به پول و سلاح و صدا وسیما هم بستگی ندارد. کاری که شما به خوبی نشان دادید توان و تدبیر آن را ندارید.

۴- جناب جعفری، خاتمی و اصلاح طلبان واقعی تشنه قدرت نیستند که برای رسیدن به آن از اصول خود بگذرند. آنها نگران آینده کشور هستند که در ورطه هولناکی گرفتار شده است و البته برای نجات کشور حاضر هستند از آبروی خود بگذرند و اگر از عفو و اغماض حرف می زنند نه برای نجات سرهای خود از تیغ های بران، بلکه برای ایجاد زمینه ای آرام برای اندیشیدن کسانی است که به مردم جفا کردند و شاید بازگشت آنها مجالی باشد برای حاکمیت اخلاق و تدبیر و دانایی.

۵- جناب آقای جعفری، شما نه قانونا و نه شرعا و نه عرفا و نه مصلحتا در جایگاهی نیستید که برای سیاسیون خط و نشان بکشید و برای آنها شرط تعیین کنید ولی اگر خواستار بهبود وضعیت کشور هستید و مشارکت سیاسی ملت برای شما ارزش دارد حداقل بخشی از شرایط آقای خاتمی را که در کف قدرت شما است یعنی آزادی همه زندانیان سیاسی و بازگشت نظامیان از میدان سیاست و واگذاری آن به سیاستمداران و کنشگران اجتماعی را عملیاتی کنید. آنگاه اگر از حضور در میدان رقابت با آقای خاتمی و همراهان او در یک انتخابات آزاد در هراس هستید می توان برای نگرانی شما چاره ای اندیشید.

سید محمد رضا خاتمی

۱۶/۰۴/۱۳۹۰

استاندارد

اسلام جنسی یا فرویدیسم اسلامی ایرانی

بابا بازم صد رحمت به همون فروید. اینها که دست هرچی سکس گرا و بیمار جنسی از پشت بستن.
از ماشین ۲۰۶ تا چادر رنگی میشه همه عناصر سکسی اطراف ما؟؟؟
این جملات همه از زبان افرادی شنیده می شه که خودشون داعیه اسلام پرستی دارن. یعنی باید حداقل بدونن که نگاه مومن به اطرافش باید از دیدگاه خداشناسی و خدا محوری باشه،نه شمبول محوری!! حالا یکی بیاد بپرسه شما که اینقدر مسلمونین که این توالت عمومی رو دائر کردین ، چطوره که همیشه سرتون زیر لباس دیگرانه؟؟؟ از پاشنه کف پای لخت  یک دختر کشاورز روستایی بگیر تا زلف کج و دم موی خانم ها تو شهر همه برای اینها سکشوال شدن. دیگه غلیان خانم ها و حتی و حتی فوتبال برای اینها سکسی است.
جالب اینه که تو این فوتبال سکسی همیشه توپ(آلت تجاوز) درون دروازه(مفعول تجاوز) ماست .

متن جذاب و سکسی سایت رجانیوز پیرامون مقوله جهان سکسی
زیست جهان جنسی و مقوله‌ی حجاب
دکتر‌ اکبر جباری*

درباب حجاب و بی‌حجابی، سخنان زیادی گفته‌اند و می‌توان گفت. می-خواهم در این خصوص از منظر فلسفه‌ی سکس به نکاتی توجه نمایم که غالباً مورد غفلت قرار می‌گیرد.
بی‌حجابی، یا بد حجابی، در جامعه‌ای مانند ایران، علل متعددی دارد که این علل در مجموع، عالمی را برای ایرانیان بطور عام ساخته است که من از آن به «زیست جهان جنسی» و یا «عالم سکسشوال» یاد می‌کنم.
در جامعه‌‌ای که معماری، شهر سازی، ترافیک، صنعت، ورزش، هنر، رسانه، سینما، سیاست و بسیاری از امور آن ساختار و ماهیت سکسشوآل دارد، بطور طبیعی، رفتار افراد نیز ماهیت سکسشوآل پیدا می‌کند. یکی از مظاهر این زیست جهان، «بی‌حجابی» و یا «بدحجابی» است. بی‌حجابی، کنشی است از یکسو هم معلول زیست جهانِ سکسشوآل است و ازسوی دیگر هم علت آن. در این مقال سعی خواهم کرد کمی درباب این «عالم» و «زیست جهان» سخن بگویم.

معماری جنسی

توجه به معماری اصیل اسلامی ایران، بسیار در فهم ماهیت سکسشوآل معماری مدرن موثر خواهد بود. معماری اصیل ایرانیان، در ذات خود «عفیف» بود. عناصری مانند «اندرونی» و «بیرونی»، «مطبخ»، حتی کلون در که یکی برای اهل خانه که محرم بودند و دیگری برای بیگانه که نامحرم بود. همه‌ی این عناصر در یک ساختار مناسب و محاسبه شده در خدمت «کلی» بود که نام این کل «خانه» بود. خانه، محل امنیت و آسایش بود تا در آن، اهل خانه به «سکینه» برسند. پاکی و عفت از در و دیوار خانه‌ی ایرانی می‌بارد.
اما در مقابل، معماری مدرن با عناصری که اساساً خانه را تبدیل به یک «سرپناه» کرده است. آدمی خسته از فعالیت اجتماعی شب هنگام به یک سرپناه نیاز دارد و خانه چنین جایی می‌شود، همچنان‌که مسافرخانه، هتل، حتی زیر یک پل و داخل باجه تلفن نیز می تواند برای کسانی «سرپناه» باشد. دیگر چیزی به نام «سکینه» و «آرامش» و «عفت» در این معماری معنا ندارد. همه چیز بطور آشکار و لخت عرضه می‌شود. باید از کمترین فضا برای بیشترین منفعت استفاده کرد. آشپزخانه «باز» می‌شود. آشپزخانه‌ی «اُپن» نماد روسپیگری معماری مدرن است. حتی حمام نیز می‌تواند شیشه‌ای باشد. نیازی به پوشیدگی نیست. هیچ حریم خصوصی وجود ندارد. سایه‌ی «برج‌ها» بر روی خانه‌های سنتی، و ساختمان‌های دیگر سنگینی می‌کند. دیگر عفت در معماری وجود ندارد. چنین معماری در ذات خود سکسشوآل است.

شهرسازی جنسی

شهر مدرن شهری است برای انسان مدرن و همانگونه که معماری انسان مدرن ماهیت سکسشوآل می‌یابد، شهر نیز از همان ماهیت تبعیت می‌کند. عناصر شکل دهنده‌ی شهر مدرن عناصری است برای ایجاد «لذت» بیشتر. ساختمان‌های بلندی که اشراف کامل به ساختمان‌های کوچک مجاور دارند و تا اتاق خواب ساختمان‌های مجاور را در دید خود می‌آورند. همه چیز در چشم‌انداز سکسشوآل مستقر می‌شوند. اتوبان‌ها و بزرگراه‌هایی که می‌توان با سرعت در میان انبوه اتومبیل‌ها «لایی» کشید. «لایی» کشیدن در ترافیک خیابان‌ها و لذت حاصل از آن، یک کنش سکسشوآل است. چنین کنشی، شب‌ها در اتوبان‌ها لذت بیشتری تولید می‌کند.

ورزش جنسی

ماهیت ورزش‌های قهرمانی امروزه کاملاً سکسشوآل است. ورزش قهرمانی اساساً دیگر ورزش نیست چراکه دیگر نه برای سلامت بلکه برای تولید لذت است، لذتی سکسشوآل.

شاید مفهوم سکس در ورزشی مانند بدنسازی، بسیار آشکار باشد، هنگامی که شخص بدنساز در برابر آیینه می‌ایستد و اندام خود را نظاره می‌کند. آیینه ابزاری لازم برای این «خود ارضایی» بدنساز است. اما نه تنها بدنسازی بلکه همه‌ی ورزش‌هایی که امروزه به ورزش قهرمانی بدل شده است، چنین ماهتی دارند. فوتبال را در نظر آورید. شاید ماهیت سکسشوآل فوتبال بسی شدیدتر از دیگر ورزش‎های قهرمانی باشد. عناصر جنسی موجود در این ورزش، به شکل فزاینده‌ای سکسشوآل است.

داخل کردن یک توپ درون یک سوراخ (دروازه) و لذت حاصل از این فعل. لایی زدن بازیکن مقابل به مثابه یک حریف جنسی و لذت حاصل از آن برای شخص فاعل(لایی زن) و خشم مفعول(لایی خور). فریادها و خوشحالی‌ها و حتی عصبایت‌های حاصل از برد یا باخت، همگی کنش‌هایی سکسشوآل هستند.

صنعت جنسی

تولیدات صنعتی با طراحی‌های مدرن گرچه همگی در خدمت تولید لذت هستند، اما با ابداع مفهوم «طراحی جنسی» (sexual design) در تولیدات صنعتی، این مفهوم بطور رسمی و با آگاهی تمام پا به عرصه صنعت نهاد. امروزه بسیاری از صنایع بزرگ دنیا در طبقه بندی محصولات خود، محصولاتی را با همین عنوان طراحی و تولید می‌کنند. گرچه ابتدا این مفهوم به دلیل طبقه بندی مشتریان و شناخت ذائقه آنا پدید آمد، چراکه برخی از افراد به عناصر سکسشوآل علاقه نشان می‌دادند، اما به تدریج این محصولات در سطح جامعه شروع به ذائقه سازی می‌کنند و حتی کسانی را که هیچ توجه‌ای به نمادها سکسشوآل نداشته‌اند، به جمع مشتریان این محصولات افزوده می‌شوند. برای نمونه اتومبیل پژو ۲۰۶ یکی از محصولات سکسشوآل صنایع خودرو سازی پژو فرانسه است که امروزه حتی افرادی از این خودرو استفاده می‌برند که شاید کمترین توجه را به این ماهیت داشته باشند.

رسانه جنسی

شاید رسانه‌ها در عصر جدید مهمترین عامل اشاعه‌ی سکسشوالیته در جوامع باشند. البته رسانه‌های غربی بطور مستقیم و با ساخت برنامه‌های «پورنو» و دیگر رسانه‌ها از جمله رسانه‌ی ملی با ساخت برنامه‌هایی با ماهیت سکسشوآل، در شکل‌گیری ذائقه‌ی سکسشوآل مردم موثرند.

حضور زنان که البته باید هم صدای جذاب و هم سیمای خوبی داشته باشند، در برنامه‌ها و ایجاد یک ذهنیت مقایسه‌ای و تطبیقی برای مخاطب، عملاً بر شعله‌های جنسی جامعه می‌افزاید. البته این وقایع همگی در سطح ناخودآگاه افراد شکل می‌گیرد و همین ناخودآگاه منجر به ظهور و بروز رفتارها و کنش‌هایی می‌شود که ما آنها را با عناوینی مانند «بدحجابی»، «بی‌حجابی» و «ناهنجاری» و … می‌شناسیم.

بی‌حجابی به مثابه‌ی یک کنش جنسی

آنچه در خصوص زیست جهان جنسی گفتیم، البته اندکی از این جهان سکسشوآل است که به طرق مختلفی سعی در کتمان ماهیت خود دارد. اما آنچه مهم است اینکه، رفتارها و ناهنجاری‌ها و حتی هنجارهای ما امروزه درون این زیست جهان درحال شکل‌گیری است. شاید دیگر در چنین عالمی تکیه بر «سخنِ» (Discourse) قدرت در ایجاد یک هنجار مانند، حجاب هم غیر ممکن و هم نامطلوب باشد. در زیست جهانی که ماهیت سکسشوآل دارد، تکیه بر «سخنِ قدرت» برای مقابله با مقوله‌ای مانند بی‌حجابی جز تشدید آن ناهنجاری هیچ نتیجه و فایده‌ای نخواهد داشت. تجربه سی سال گذشته در قالب «گشت ثارالله»، «گشت جندالله» و «گشت ارشاد» و ناکامی‌های آن‌ها مؤید این نظر است.

به نظر می‌رسد، نهادها و سازمان‌هایی که دغدغه این مقوله را دارند، هنوز فهم درستی از این پدیده نیافته‌اند. پدیده‌ای مانند بی‌حجابی، معلول زیست جهانی است که بسیار پیچیده ‌تر از آن است که با اوامر و دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌های اداری به سرانجامی نیکی برسد. بی‌حجابی هنوز مقوله‌ای پیچیده و بی‌حجاب نیز فردی ناشناخته است. تصور ساده و دم دستی در باب شخص بی حجاب این است که او یا با فرامین دینی ناآشنا است و یا سر مخالفت با شریعت اسلام را دارد! این تصور به نظر من از بن خطاست و با چنین تصوری از این مقوله هرگز نمی‌توان به راه حلی دست یافت. ساده‌انگارانه بودن این تصور به چند دلیل است:

۱-‌ شخص بی‌حجاب، «بی‌حجابی» را گناه نمی‌داند.

۲-‌ شخص بی‌حجاب، «باحجاب‌هایی» را می‌بیند که بعضاً‌ بزعم او انسان‌های خوبی نیستند.

۳-‌ شخص بی‌حجاب، بی‌حجاب‌هایی را می‌بیند که بعضاً بزعم او انسان‌های خوبی هستند.

۱- شخص بی‌حجاب، بی‌حجابی را گناه نمی‌داند. «نمی‌داند» معنای خاصی دارد. این بدان معنا نیست که نشنیده و یا نخوانده است که بی حجابی گناه است. البته او درباب این گناه، هم خوانده است و هم شنیده است، بلکه منظور از ندانستن، ندانستن و ندیدن باطنِ این مقوله است. اساساً انسان گناهکار چون باطن گناه را نمی‌بیند، مرتکب گناه می‌شود. کیست که باطن «دروغ»، باطن «غیبت» و خلاصه باطن گناهان را ببیند و باز هم مرتکب گناه شود؟

البته علم به باطن امور از جمله معاصی از اوصاف «متقین» است. همان‌هایی که قرآن مجید می‌فرماید: «الذین یومنون بالغیب» «کسانی که به غیب ایمان دارند» وقتی ایمان به غیب یا همان ایمان به «غیبِ عالم» نباشد، طبیعتاً همه چیز مجاز می‌شود. اما نکته حائز اهمیت در جامعه ما این است که در طول سی سال گذشته قرار بود کسانی که ایمان به غیب دارند و به واقع نمایندگان غیب هستند، غیبِ عالم را نیز به عموم مردم نشان دهند. قرار بود اگر کسی ما مذهبی‌ها و به ظاهر متشرعین را می‌بیند، به یاد ملکوت و غیب بیفتد. اما آیا به‌راستی ما نمایندگان غیب هستیم؟ آیا یک فرد غیر مذهبی ما را می‌بیند، به یاد ملکوت می‌افتد؟ اگر اینگونه نیست (که نیست) پس چگونه انتظار داریم، دیگران (بی‌حجاب‌ها) سخن ما را و اوامر ما را بپذیرند؟ اگر ما خود غیبِ گناه و باطن معاصی را ندیده‌ایم (که ندیده‌ایم) چگونه است که انتظار داریم دیگران ببینند؟

۲-‌ شخص بی‌حجاب، «باحجاب‌هایی» را می‌بیند که بعضاً‌ بزعم او انسان‌های خوبی نیستند. با توجه به اینکه ما نمایندگان ملکوت نیستیم، و غیب امور را نمی‌بینیم، طبیعتاً مرتکب اعمال و رفتاری هستیم که ناشی از همین جاهل بودن به باطن معاصی است. «غیبت»، «دروغ»، «حق الناس»، و بسیاری از معاصی دیگر که یک شخص بی حجاب نزد یک باحجابِ جاهل به غیبِ عالم می‌بیند، یکی از دلایل بی‌حجابی اوست.

بی‌حجاب می‌بیند که چگونه کسانی به‌رغم حجاب، حداقل حقوق انسانی و حتی الهی را رعایت نمی‌کنند. اینگونه مشاهدات، در ناخودآگاه شخص بی‌حجاب این تصور را ایجاد می‌کند که با حجابی شرط رسیدن به کمال نیست. البته او دیگر قارد به تحلیل فلسفی و کلامی نیست که بداند با حجاب بودن شرط لازم است نه شرط کافی. آنچه «می‌بیند»، نظام فکری او را می‌سازد نه آموزه‌های کلامی و فلسفی.

۳-‌ شخص بی‌حجاب، بی‌حجاب‌هایی را می‌بیند که بعضاً بزعم او انسان‌های خوبی هستند. شخص بی‌حجاب درکنار این مشاهدات، برخی از افراد بی‌حجاب را نیز می‌بیند که مقید به رعایت بسیاری از تکالیف هستند. دروغ نمی‌گویند، غیبت نمی‌کنند، حرام نمی‌خورند، حق الناس را رعایت می‌کنند و البته بی‌حجاب یا بدحجاب نیز هستند. شاید عجیب به نظر آید که بسیاری از جریان‌های شبه عرفانی و گروه‌های مدیتیشن، در کشور ما توانسته‌اند در میان حتی اقشار مذهبی نیز جایی برای خود پیدا کنند. این جریان‌های شبه عرفانی با توسب به مجموعه رفتارها و دستورات عملی نوعی از هنجار را نشان دهند که امروزه در سلوک اجتماعی افراد حتی مذهبی نیز کمتر به چشم می‌خورد.

استرس، اضطراب و بسیاری از مسائلی که بشر امروز گرفتار آن است، در رفتار و اعمال اشخاص و افراد مذهبی نیز دیده می‌شود. گرچه خوانده و شنیده‌ایم که «الا بذکر الله تطمئن القلوب» اما از یکسو نمایندگان و مصادیق این آیه شریفه کمتر به دید می‌آیند و از سوی دیگر جریان‌های شبه عرفانی با توسل به هزاران روش عملی، توانسته‌اند این معنا را در عمل برای مخاطبان خود ایجاد و منتقل کنند.

با توجه به دلایل فوق به نظر می‌رسد باید بیشتر درصدد فهم این مقوله باشیم تا اینکه با تصمیمات شتابزده و جاهلانه بر شدت این مقوله بیفزاییم.

* استاد فلسفه دانشگاه


استاندارد

فرمانده سپاه:تندیس آریو برزن در شهر یاسوج را تخریب کنید

به نظرم باید به این مسئله متذکر شد که در مقابل برخورد جاهلان و فاسقان و متجاوزان امروز به تاریخ و فرهنگ ایرانی ، باید یک نماد از آنها را از بین ببریم تا اینگونه بفهمند. من روش دیگری را برای برخورد با اینگونه افکار ندارم. شاید قانون جنگل باشد اما اینجا بیش از آن هم نیست…

فرمانده سپاه: تندیس آریو برزن در شهر یاسوج را تخریب کنید

سحام نیوز: چند هفته بعد از محو مجسمه های پنجاه سالۀ میدان اصلیِ شهر ساری توسط دولت، اینک یکی از فرماندهان سپاه، وی با انتقاد از نصب تندیس آریو برزن (سردار پارسی) در یکی از میادین یاسوج و حذف نام شهیدان از برخی خیابان‌ها گفت “امروز دم اسب آریو برزن را مشرف بر تمثال مبارک شهیدان کرده‌اند که ضروری است دادستان کهگیلویه و بویراحمد دستور تخریب آن را بدهد.”
به گزارش فارس، فرمانده سپاه فتح استان کهگیلویه و بویراحمد، با انتقاد مجدد از نظریات برخی دولتی ها و حمله به آنچه “ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی” ذکر کرده، گفت: گروه انحرافی و فتنه‌گران دو لبه یک قیچی هستند و این دو گروه دنباله‌رو سازمان منافقین و دشمنان قسم خورده ملت هستند که امروز در صدد حذف ارزش‌های اسلامی در کشور منتسب به شهیدان می‌باشند. ”
سردار پاسدار عوض شهابی‌فر، همچنین گفت “آنچه که توطئه فتنه‌گران، منحرفین و استکبار جهانی را خنثی می‌کند خون شهیدان است. ”
شهابی‌فر مدعی شد “منحرفین امروز به نام مکتب ایرانی با برپا کردن برنامه‌های رقص و مجالس آوازه‌خوانی در صدد حذف مکتب پویای اسلامی و جایگزین کردن مکاتب انحرافی هستند. ”
وی با انتقاد از نصب تندیس آریو برزن، سردار ایران باستان در یکی از میادین یاسوج و حذف نام شهیدان از برخی خیابان‌ها تصریح کرد: امروز دم اسب آریو برزن را مشرف بر تمثال مبارک شهیدان کرده‌اند که ضروری است دادستان کهگیلویه و بویراحمد دستور تخریب آن را بدهد.
وی با انتقاد شدید از برخی از مسئولان استان اظهار داشت: میلیاردها تومان در این استان از گذشته تاکنون برای ساختن طرح‌های مختلف خرج شده در حالیکه یک ریال برای شهیدان و زنده ‌نگه ‌داشتن یاد آنها خرج نمی‌شود که این خود مصیبتی بزرگ است.
این فرمانده ارشد سپاه ابراز داشت: تا دست ما به ولایت وصل است شکستی برای انقلاب متصور نمی‌شود و این منحرفینی که به خاطر پست و مسئولیت برای سرنگونی دولت انقلابی به جادو متوسل می‌شوند باید بدانند که آرزویشان را به گور خواهند برد.

طی هفته های اخیر نیز، مجسمه های دوازده گانۀ پنجاه سالۀ میدان امام ساری، توسط مقامات استان جمع آوری و محو شد.

گفتاورد

منطق آماری مسئولین ما!

ایشان فرمودند که ایران جز ۲۰۰ کشور مطرح در استفاده از اینترنت است!!! اصلا تعجب ندارد که؟!
این دوستان و مسئولین فهیم ما،کشورهای اجنه را هم در فهرست آمار در نظر می گیرند!بله!
نه اینکه ما بیشتر از ۱۹۶ کشور داشته باشیم ها، ایشان مطلع بودند که ما در آخرین رتبه سرعت و جایگاه در اینترنت برخورداریم، به همین جهت عدد را رند کرده و به ۲۰۰ رسانده اند. اغلب شاخص هایی که به آن افتخار می کنند هم از همین جنس تحلیل هاست

استاندارد

ایرانی زدایی

جریان انحرافی.حاکم اسلامی.حکومت اسلامی ……همه و همه برای بریدن سر باقیمانده فرهنگ ایرانی قد علم کرده اند. این عرب اندیشان و عرب صفتان و عرب نژادان کارشان شده هر روز زخمی بر بدنه فرهنگ و تاریخ این مملکت زدن.

ادب نیست مرا با شما. از نهج البلاغه تان آموختم با متکبر با کبر سخن گفت عین تواضع است.

میدان فردوسی را از مال مردم مزین کردید و با فکر خران سفید کردید.این است فرهنگ سازیتان؟

میدان ساری را از مجسمه های ایرانی پاک کردید؟مگر این ها مال مردم نیست؟مگر بیت المال فقط خانه های شماست؟
پاسارگاد،تخت جمشید،تپه های سیلک،شهر سوخته،بیشاپور، و  این ها فرهنگ نیستند؟تاریخ نیستند؟
برای شما فرقی بین گذرگاه رفه و تنگه هرمز نیست؟ درکی ندارید برای تمیز اینها…
خداوند،دادار،الله،حق همه بر فرق سرتان آتش اندازد.

استاندارد

ایران در رتبه آخر گزارش سالانه حاکمیت قانون در جهان

در گزارش سالانه بررسی میزان حاکمیت قانون در جهان که روز دوشنبه منتشر شد، ایران از نظر حفظ حقوق اساسی شهروندان خود، در بیش از یکصد کشور در سراسر جهان در رتبه آخر قرار گرفت.
در جدولی که در این گزارش با نام «شاخص حاکمیت قانون در پروژه عدالت جهانی» منتشر شده، ایران از نظر محافظت از حقوق بنیادین شهروندان در جایگاه آخر، و کشورهای سوئد و نروژ در بالاترین رتبه‌ها قرار دارند.

«پروژه عدالت جهانی» سازمانی چندملیتی است که اعتبارات لازم برای بررسی حاکمیت قانون را از «بنیاد بیل و مِلیندا گِیتس»، بزرگ‌ترین مؤسسه خیریه در دنیا، دریافت کرده‌است.

در گزارش تازه این پروژه در مورد ایران آمده‌است که «مسئولیت‌پذیری دولت ایران ضعیف است و در رتبه پنجاه‌ونهم جهانی و رتبه آخر در منطقه قرار دارد، فساد اداری در ایران فراگیر است و دادگاه‌ها گرچه نسبتاً کارآمد، اما دستخوش فساد و مداخله سیاسی هستند.»

این گزارش ادامه می‌دهد: «ایران به عنوان کشوری تحت تسلط کامل دولت، نیروی انتظامی نسبتاً نیرومندی دارد، اما از این نیرو بیشتر به عنوان ابزاری برای ارتکاب خشونت و کمک به منافع خواص استفاده می‌شود.»

در بخش‌های دیگر این گزارش، قید شده‌است که حفظ حقوق بنیادین شهروندان در چین «ضعیف» است و در روسیه «نواقصی جدی» در این زمینه وجود داد و ایالات متحده نیز در زمینه تبعیض با مشکلاتی روبه‌رو است.

در پیوند با چین، این گزارش می‌افزاید که این کشور آسیایی نسبت به قبل، «پیشرفت‌های بزرگی» در ارتباط با کیفیت، کارآمدی و مسئولیت‌پذیری نهادهای قانونی خود داشته‌است.

گزارش «پروژه عدالت جهانی»، از هند به عنوان کشوری با «حفاظت قوی از آزادی بیان، برخوردار از قوه قضائیه مستقل، و دولتی نسبتاً شفاف و پاسخگو» یاد می‌کند که البته نهادهای اداری آن نیاز به بهبود کارآیی دارند.

در گزارش سال ۲۰۱۱ خانه آزادی در مورد آزادی در فضای مجازی، آزادی بیان در ۳۷ کشور مورد بررسی قرار گرفت که در این میان، استونی و ایالات متحده به ترتیب بهترین جایگاه را از آن خود کردند و ایران در پایین‌ترین رتبه این رده‌بندی قرار گرفت.

ایران در رده‌بندی شاخص صلح جهانی در سال جاری میلادی، سال ۲۰۱۱ در رتبه ۱۱۹ و بالاتر از روسیه، اسرائیل، ترکیه و بحرین قرار گرفته بود.

سازمان شفافیت بین‌الملل در گزارش سال ۲۰۱۰ خود رتبه شفافیت اقتصادی ایران در جهان را جایی پایین‌تر از زیمبابوه، هائیتی، نیجریه، فیلیپین، گوآتمالا و جیبوتی اعلام کرده‌است.

استاندارد

ناصرخان قبل از رفتن،فیلتر شد!!!

آخه بی بته ها، از چی اینقدر می ترسید؟
ناصرخان هم همون حرف هایی رو می زد که بقیه می گفتن. مگه ترس داشت؟ شما که ماشالله قدرت و ثروت و خدا و امام و زمین و زمان ، همه با شما همراهند. دیگه چرا باید از چیزی بترسید؟دیشب بعد از خبر فوت ناصر حجازی دیشب رفتم تو نت تا ببینم سایتش چیه. اما دیدم که سایت ایشان  فیلتر شده. امروز دوباره مراجعه کردم دیدم رفع فیلتر شده. آره دیگه شما اینقدر سرورید که فقط از مرده نمی ترسید. البته یادمه که از اون هم می ترسید ها!
به امید این که یاد اسطوره فوتبال ایران که لقب “صریح الهجه و شجاع” رو از آن خود کرد در یاد همه زنده و مرامش پایدار باشه.

خدایش بیامرزد…

استاندارد

آزادی اینترنت؛ ایران،رتبه‌ی اول از آخر

اینترنت نقشی کلیدی در جنبش‌های اعتراضی ایفا می‌کند. نقشی که سبب شده دولت‌های تمامیت‌خواه تلاش خود برای کنترل آن را افزایش دهند. گزارش «فریدوم‌هاوس» نشان می‌دهد، دولت‌های زیادی در پی کنترل جریان اطلاعات در اینترنت هستند.

هرگاه سخن از محدودیت دسترسی به اینترنت و چرخش آزاد اطلاعات و فهرستی از ناقضان حقوق کاربران اینترنتی به میان می‌آید، چین نخستین کشوری است که از او آن به عنوان بزرگترین «دشمن اینترنت» یاد می‌شود. اما شاید کمتر کاربری انتظار یافتن نام کشورهای دموکرات را هم در این فهرست داشته باشد. ادامه مطلب ←

استاندارد

“جدائی نادر از سیمین” در صدر سینمای جهان

“جدائی نادر از سیمین” در آخرین رکوردی که از خود به جای گذاشته، صدر نشینی بر لیست IMDB بود.

لینک صفحه رده بندی فیلم ها در IMDb:
http://www.imdb.com/search/title?groups=top_250&sort=user_rating&my_ratings=exclude

سایت IMDB که بزرگترین مرجع اینترنتی سینمای جهان با ۱۰میلیون بازدید در ماه می باشد، نشان می دهد که فیلم “جدائی نادر از سیمین” ( A Seperation) بالاتر از فیلم هایی همچون inception , Dark Knight , shindler list , kazablanka و …. قرار گرفته است.
اینکه این فیلم با چنین برخورد جهانی و شاخصه های بالای سینمایی چطور به یک چهارم پرده های سینما در ایران دست پیدا کرده، و اینکه چطور مردم ما به فیلم هایی همچون اخراجی ها علاقه بشتر نشان می دهند و اینکه چرا در جهان به این فیلم چنین توجه کی شود، مسائلی است که جی بحث های کارشناسی عمیق و جامعه شناختی است.
اینکه به اختمال زیاد ما همه افراد سطحی و مغمومی هستیم که به کوچکتری سطحی از لودگی هم توجه بیشتری نشان می دهیم.

استاندارد

درد و رنجنامه های نوروزی

رنج نامه هایی که در نوروز از صدا و سیمای ما(رسانه میلی) پخش شد واقعا مترادف با شان و شخصیت و وضعیت هر روز ماست. همان که هر روز رئیس جمهورمان از آن به غرور ملی و اقتصادی و شادمانی ملی یاد می کند.

سیاسیون ما حق دارند مدام به فکر قانون های بازدارندگی ماهمواره باشند. چون در این صدا و سیمای غم افزا دیگر قدرتی برای رقابت با شبکه های قدرتمندی مثل «من و تو» است.