صفحه 1
استاندارد

کتاب: معصومه شیرازی

باز هم جمال زاده و پند و طنز و بیماری های اجتماع ما.

در این کتاب جمال زاده با شعر  «شیخی به زنی فاحشه گفتی مستی/هر لحظه به پای دگری پابستی///زن گفت شیخا هر آنچه گفتی هستم/اما تو چنان که مینمایی هستی؟»  که قالبی خیامی دارد در پی بیان ظاهرنمایی های و ظاهربینی های اجتماع اطرافش است. و این که شاید چنان که تعریف شده “عدل الهی ” آنچنان یکطرفه و صرفاً مذهبی نباشد!
کتاب که حول زندگانی دختری شیرازی است که در نیشابور در راه مانده می شود می گردد و در این بین خیام است و نگرش های او که به کتاب جانی عزیز می بخشد.

ضمنا داستان  “معصومه شیرازی” بخشی از کتاب “صحرای محشر است.

متاسفانه فایل این کتاب رو نداشتم.
مطلبی در این باره در وبلاگ پیشین

درباره سید محمد علی جمالزاده:

۱٫ سید محمد علی جمالزاده
۲٫ در سال ۱۲۷۰ شمسی در خانواده ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد
۳٫ فرزند «سید جمال الدین واعظ اصفهانی»
۴٫ پدرش خطیب شهیر اصفهان بود
۵٫ پدرش از پرنفوذترین مبلغان مذهبی دوران مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت
۶٫ تحصیلات مقدماتی را در زادگاهاش گذراند
۷٫ که بین سالهای ۸۰ یا ۸۱ همراه خانوادهاش به «تهران» عزیمت کرد
۸٫ در ۱۳ سالگی پدرش او را برای تحصیل به لبنان فرستاد و در یک دبستان به نام Laigue نام نویسی کرد.
۹٫ پدرش در سال ۱۲۸۶خورشیدی به دست عوامل مزدور و جیره خوارمحمدعلی شاه دربروجرد به قتل رسید.
۱۰٫ «جمال زاده» دوره ی متوسطه رادر جبل«لبنان» و در مدرسه ی«آنطورا» به پایان برد.
۱۱٫ در سال ۱۳۲۸ ق. از طریق «مصر» عازم «پاریس» شد.
۱۲٫ تا پایان سال ۱۳۲۹ ق. در«لوزان» ماند
۱۳٫ در اوایل ۱۳۳۳ ق. در رشتهی حقوق از دانش گاه «دیژن فرانسه» فارغ التحصیل شد
۱۴٫ همان سال نیز با همسر اول خود،«ژوفین» از اهالی «سوئیس» ازدواج کرد.
۱۵٫ او در گرماگرم جنگ جهانی اول، به «برلین» رفت
۱۶٫ چندی بعد برای اجرای ماموریتی از برلین به بغداد رفت. در آن جا روزنامه ی «رستاخیز» را منتشر کرد.
۱۷٫ توانست با «عارف» شاعر معروف و«حیدرخان عمو اوغلی»- از مجاهدان به نام ایرانی- آشنا شود.
۱۸٫ گروهی به نام «قشون نادری» از جوانان کُرد، برای جنگیدن با سپاهیان «روس» و«انگلیس» تشکل داد فرماندهی آن با «محمد نیساری قراچه داغی» بود. ولی این قشون بی آن که کاری صورت دهد، از هم پاشید
۱۹٫ سال ۱۳۱۰خورشیدی آغاز خدمت «جمال زاده» در دفتر بین المللی کار در «ژنو» بود.
۲۰٫ ۲۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، از آن جا باز نشسته شد
۲۱٫ در سال ۱۳۰۰ خورشیدی مقاله تاریخ روابط ایران و روس به صورت ضمیمهی روزنامهی کاوه منتشر شد
۲۲٫ همان سال نخستین مجموعه داستاناش به نام«یکی بود، یکی نبود» به چاپ رسید
۲۳٫ این کتاب شامل شش داستان کوتاه با طنزی تلخ است و توصیفی از کهنه پرستی وجهل در بین بعضی ایرانیان
۲۴٫ گروهی آن را به شدت نفی کرده و محتوای آن را نوعی اهانت به جامعه و آداب و رسوم ایرانی تلقی کردند
۲۵٫ از طرفی دیگر خوانندگانی بودند که دریافتند این داستان ها آغازی بسیار جدی و مهم برای ادبیات هستند که که از لحاظ تفکر، دغدغهی طرح اوضاع و احوال و حوادث جامعه را دارند
۲۶٫ و از لحاظ محتوا نیز با طنزی ظریف و آشکار، دورهی منحط دیکتاتوری و زور را به باد انتقاد گرفته اند
۲۷٫ در مقدمهی این کتاب گفته است: “در مملکت ما هنوزهم، ارباب قلم عموما در موقع نوشتن، دور عوام را قلم عموما در موقع نوشتن، دور عوام را قلم گرفته و پیرامون انشاءهای غامض و عوام نفهم می گردند…”
۲۸٫ وی پس از بازنشستگی از دفتر بین المللی کار، مدت ها وابسته ی فرهنگی «ایران» در مرکز اروپایی سازمان ملل متحد بود.
۲۹٫ در ۱۷ آبان ۱۳۷۶خورشیدی در خانه ی سال مندان «ژنو» دنیا را بدرود گفت
۳۰٫ ازآثار اوست: سر و ته یه کرباس
۳۱٫ یکی بود، یکی نبود
۳۲٫ دارالمجانین، «سرگذشت عمو حسینعلی»
۳۳٫ زمین، ارباب، دهقان
۳۴٫ صندوقچه اسرار
۳۵٫ تلخ و شیرین
۳۶٫ فارسی شکر است
۳۷٫ راهآبنامه
۳۸٫ قصههای کوتاه برای بچههای ریشدار
۳۹٫ قصه? ما به سر رسید
۴۰٫ قلتشن دیوان
۴۱٫ صحرای محشر
۴۲٫ هزار پیشه
۴۳٫ معصومه شیرازی
۴۴٫ قصه قصهها
۴۵٫ هفت کشور
۴۶٫ قصههای کوتاه قنبرعلی
۴۷٫ شاهکار
۴۸٫ کهنه و نو
۴۹٫ غیر از خدا هیچکس نبود
۵۰٫ شورآباد
۵۱٫ خاک و آدم
۵۲٫ آسمان و ریسمان
۵۳٫ مرکب محو
۵۴٫ ترجمه هایی نیز از«شیلر» باعنوان «دون کارلوس» و «ویلهلم تل»(هر دو در سال ۱۳۳۵)،
۵۵٫ «خسیس» اثر«مولیر»(۱۳۳۶)،
۵۶٫ «قنبرعلی، جوان مرد شیراز» اثر«دوگو بینو»(۱۳۵۷) نیز از آثار اوست
۵۷٫ ۳۰۰ مقاله از جمالزاده به ثبت رسیده است.
۵۸٫ ساده نویسی نیز در کنار واقع گرایی از ویژگی های قلم او هستند
۵۹٫ داستان هایش انتقادی از وضع زمانه، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه است.
۶۰٫ شخصیت های او را مردم کوچه و بازار تشکیل می دهند
۶۱٫ جمالزاده با ادبیات عامیانه آنها را شخصیت پردازی می کند
۶۲٫ وی بیش از ۹۰ سال از ۱۰۶ سال عمرش را خارج از ایران گذراند
۶۳٫ اما همیشه فارسی نوشت
۶۴٫ همیشه از مردمی که تنها در کودکی دیده بود نوشت
۶۵٫ و هرگز از اروپا ننوشت!
۶۶٫ و با اینکه فارغ التحصیل حقوق بود از حقوق ننوشت.
۶۷٫ اولین بار در”کمیته ملیون ایران” در برلن که با تقی زاده تاسیس کرده بود “فارسی شکر است” را خواند
۶۸٫ داستان را “محض تفریح” نوشته بود!
۶۹٫ این داستان و ۵ تای دیگر شدند “یکی بود یکی نبود” و ابتدای داستان نویسی مدرن در ایران
۷۰٫«چایکین» خاورشناس معروف روسی درباره ی این کتاب گفته:
« تنها با یکی بود، یکی نبود است که مکتب و سبک رآلیسم در ایران آغاز شد و همین سبک و مکتب است که در واقع به عنوان شالوده ی جدید ادبیات داستانی در ایران محسوب شد و فقط ازآن روز به بعد می توان از پیدایش نوول و قصه و رمان در ادبیات هزارساله ی ایران سخن راند.»
۷۱٫ اما همین کتاب بعد از انتشار در برخی مناطق به آتش کشیده شد
۷۲٫ از خصوصیات سبک و نثر«جمال زاده» تعریف و توصیف است
۷۳٫ اما او نتوانست نقش پیش روی خود را تا آخر، حفظ کند و در دام ابتذال گرفتار آمد
۷۴٫ او درواقع، کم کم از جریان زنده ی ادبیات داستانی مدرن فاصله گرفته، دور شد
۷۵٫ هم چنین نتوانست در خود، دغدغهی ارتباط میان «عوامل اجتماعی» و«تولید ادبی» را حفظ کند
۷۶٫ خیلی زود، از صحنهی فعالیتهای اجتماعی دور شد
۷۷٫ در داستان نویسی نیز به نوشتن خاطرات ملال انگیز و کسل کننده پرداخت
۷۸٫ و در آثارش، اخلاقیات ناپسند مردم «ایران» را به تمسخر گرفت!
۷۹٫ ازین رو او را چهره ای زنده نمی دانند چراکه رابطه اش را با جامعه از دست داد
۸۰٫ او معتقد بود : «معرفت به رسالت آبستن است»
۸۱٫ یعنی وقتی انسان به معرفتی دست یافت فوراً رسالتی به عهده او گذاشته خواهد شد.
۸۲٫ و حاصل معرفت خود را، هر چه هست، میبایست به دیگران نیز برساند
۸۳٫ این عقیده بیشتر ناظر به “ادبیات مفید ” است تا “ادبیات متعهد”
۸۴٫ به سیمین دانشور در نامه ای می نویسد :
«ژنو بلاشک یکی از قشنگ‏ترین شهرهای دنیاست (بعضی اشخاص معتقدند که قشنگ‏ترین شهر است) و من هم زنِ خوب و خانه خوب و مزاج سازگاری دارم ولی تنها مانده‏ام و گاهی این تنهایی معنوی به‏جایی می‏رسد که آن شعر معروف بر زبانم جاری می‏شود که نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم».
۸۵٫ بسیار به نامه نگاری علاقه داشت و کمتر اتفاق می افتاد نامه ای را بی جواب بگذارد.

استاندارد

کتاب قلعه حیوانات.نکاتی که امروز باید بدانیم

قلعه حیوانات.اثر جرج اورول

با سلام. با توجه به اهمیت آگاهی سازی در مسائل مهم اجتماعی اولین کتاب را در این سامانه در اختبار دوستان قرار می دهم.

مزرعه حیوانات
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مزرعهٔ حیوانات (به انگلیسی: Animal Farm) که در ایران به نام‌های قلعهٔ حیوانات و مزرعهٔ حیوانات نیز شناخته شده است، رمانی پادآرمان‌شهری به زبان انگلیسی و نوشتهٔ جورج اورول است. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شد، ولی در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ میلادی به شهرت رسید.

این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که انسان‌ها را از مزرعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند بیرون می‌کنند و خود ادارهٔ مزرعه را به دست می‌گیرند، ولی پس از مدتی این حکومت جدید به حکومتی خودکامه مشابه به قبلی تبدیل می‌شود.این رمان نمایهٔ برضد استبداد است. مزرعه حیوانات داستان انقلاب حیوانات علیه مالکین خوداست پس ازپیروزی قوانینی تهیه می‌گرددکه شامل بندهای زیر است؛

  • هرآنکس روی دوپا راه می‌رود دشمن است.
  • هرآنکس چهارپای دارد ویا بال، دوست است.
  • حیوانات لباس نمی‌پوشند.
  • حیوانات درتخت نمیخوابند
  • حیوانات الکل نمی‌خورند
  • حیوانات همدیگر را نمی‌کشند.
  • همه حیوانات خلقتی یکسان دارند.

ولی بعد از پیروزی و مرگ رهبر بزرگ در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام می‌گیرد؛ «خوک جوان دانا» که طرحی برای بهبود وضعیت و تنظیم مناسب جیرهٔ غذایی تهیه می‌کند ولی در هنگام ارایهٔ آن توسط «خوک جوان مستبد» خائن معرفی می‌گردد؛ از مزرعه فراری داده می‌شود و توسط سگ‌های طرفدار «خوک مستبد» و کودتاگر که قبلاً به صورت مخفیانه تعلیم دیده‌اند، کشته می‌شود. و خوک‌ها تمامی قوانین حیوانات را زیر پا می‌گزارند و خود را از سایرین برتر می‌دانند. سایر حیوانات فقط اجبار به کار با غذای روزانه کم می‌شوند، و در حالیکه خوک‌ها فقط فرمانروا بوده غذای زیادی حتی عسل می‌خورند. و حتی این خوک یاد می‌گیرند که چطوری روی دوپا راه بروند و شراب نیز می‌خورند و با انسان‌ها معامله می‌کنند. این جمله «همه حیوانات با هم برابرند» بوسیله گروه مستبد حاکم تبدیل می‌شود به «همه حیوانات باهم برابرند، لیکن برخی ازآنها نسبت به دیگران برابرترند». در پایان کتاب هیچ اشاره ای به سقوط خوک ها نمی شود ولی در فیلم سینمایی قدیمی تر حکومت خوک ها توسط قیام مجدد حیوانات سلطه خوک‌های ظالم به زیر کشیده می‌شود. ولی در فیلم جدید درسال ۱۹۹۹ تهیه گردیده حکومت مستبدین خودبه‌خود فرو می‌پاشد.

معروفترین جمله این کتاب «همه حیوانات باهم برابرند، اما برخی برابرترند» است در زبان انگلیسی به صورت یک ضرب المثل و جمله‌ای کنایه آمیز تبدیل شده است.

دانلود کتاب: اثر جرج اورول
حجم: ۴۵۰kb