صفحه 1
استاندارد

نامه محمدرضاخاتمی به فرمانده سپاه:این رفتار شما یعنی حکومت کودتا

سید محمدرضا خاتمی، عضو شورای مرکزی و دفتر سیاسی و دبیرکل سابق جبهه مشارکت، در نامه‌ای خطاب به فرمانده کل سپاه پاسداران، به اظهارات اخیر او واکنش نشان داد و تصریح کرد که این رفتار یک فرمانده نظامی در عرف سیاسی دنیا یک تعریف بیشتر ندارد و آن هم حکومت کودتا است.

رضا خاتمی در نامه خود خطاب به سردار جعفری تصریح کرده است: شما از کدام جایگاه سیاسی یا قضایی برای حضور یا عدم حضور یک شهروند در فعالیت سیاسی قانونی شرط تعیین می کنید؟ این موضع شما در کنار همه مداخلات سیاسی دیگر بر خلاف راهی است که امام برای نیروهای مسلح بیان فرمودند و اگر شما واقعا به امام معتقد هستید باید بدون درنگ از این موضع گیری ها دوری کنید.

خاتمی همچنین تاکید کرده است: خاتمی و اصلاح طلبان واقعی تشنه قدرت نیستند که برای رسیدن به آن از اصول خود بگذرند. آنها نگران آینده کشور هستند که در ورطه هولناکی گرفتار شده است و البته برای نجات کشور حاضر هستند از آبروی خود بگذرند و اگر از عفو و اغماض حرف می زنند نه برای نجات سرهای خود از تیغ های بران، بلکه برای ایجاد زمینه ای آرام برای اندیشیدن کسانی است که به مردم جفا کردند و شاید بازگشت آنها مجالی باشد برای حاکمیت اخلاق و تدبیر و دانایی.

متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای محمد علی (عزیز) جعفری

با سلام

نمی دانم جنابعالی را باید با چه سمتی خطاب کنم. فرمانده سپاه پاسداران؟ مسئول سازندگی کشور؟ مسئول فرهنگ و اخلاق جامعه؟ رئیس دولت یا رئیس حکومت نظامی؟

جنابعالی در مصاحبه اخیر خود در همه امور ریز و درشت کشور وارد شده اید و لابد با تفسیری که بعضی دوستان از نقشی که در قانون اساسی برای سپاه تعریف شده است دارند، یعنی دفاع از انقلاب، این همه مسئولیت به عهده سپاه است.

من به بخشهای مختلف صحبتهای شما کاری ندارم که اگر مجالی و امنیتی باشد هزاران انسان نخبه به نقد منطقی و مستدل و مستند آنها خواهند پرداخت بلکه روی سخن من با ان بخش از صحبتهای شما است که برای اقای خاتمی و سایر اصلاح طلبان شرط گذاشته اید. البته اگر اجازه بفرمایید!

۱- ممکن است بفرمایید شما از کدام جایگاه سیاسی یا قضایی برای حضور یا عدم حضور یک شهروند در فعالیت سیاسی قانونی شرط تعیین می کنید؟ این موضع شما در کنار همه مداخلات سیاسی دیگر بر خلاف راهی است که امام برای نیروهای مسلح بیان فرمودند و اگر شما واقعا به امام معتقد هستید باید بدون درنگ از این موضع گیری ها دوری کنید و در غیر این صورت طبعا نه فقط فرماندهی شما برسپاه بلکه عضویت شما در این نهاد حتی به عنوان یک عضو ساده نیز محل مناقشه خواهد بود و باید به دنبال راه اندازی یک حزب سیاسی باشید و در این صورت هم حق ندارید بگویید چه کسی بیاید یا نیاید.

۲- این رفتار شما به عنوان یک فرمانده نظامی در عرف سیاسی دنیا یک تعریف بیشتر ندارد و آن هم حکومت کودتا است. چرا که در حکومت نظامیان کودتاگر، قانون همان است که فرماندار نظامی می گوید و همه طوعا یا کرها باید بپذیرند. من البته گمان نمی کنم شما به این سادگی خواسته باشید با این گفتار نسنجیده، همه ادعاهای منتقدان و معترضان در دو سال گذشته را به اثبات رسانده باشید. لابد اشتباهی و ناآگاهانه چیزی گفته شده است که باید سریعا و صریحا اصلاح شود.

۳- اما اگر همچنان بر سخنان خود اصرار دارید باید به عرض برسانم که آنها که در مکتب سیاسی امام پرورش یافته اند برای فعالیت سیاسی و اجتماعی به مجوز هیچ کس از جمله شما نیازی ندارند و از این اشتلم ها بیم به دل راه نمی دهند. شما می توانید نگذارید غیر از خودی هایتان کسان دیگری در انتخابات شرکت کنند یا حتی می توانید همه منتقدان را به زندان بیندازید و انتخابات خیلی خیلی پرشور حتی شورتر از انتخابات ریاست جمهوری برگزار کنید! اما لابد می دانید که میدان سیاست برای خاتمی و همفکرانش میدان تنگ قدرتی نیست که شما محدوده آن را تعیین می کنید. نشستن بر صندلی قدرت کاری است بسیار آسان و تازه دو روزی بیشتر نوبت هر کس نیست اما جای گرفتن در دل مردم کاری است بسیار سخت که البته به پول و سلاح و صدا وسیما هم بستگی ندارد. کاری که شما به خوبی نشان دادید توان و تدبیر آن را ندارید.

۴- جناب جعفری، خاتمی و اصلاح طلبان واقعی تشنه قدرت نیستند که برای رسیدن به آن از اصول خود بگذرند. آنها نگران آینده کشور هستند که در ورطه هولناکی گرفتار شده است و البته برای نجات کشور حاضر هستند از آبروی خود بگذرند و اگر از عفو و اغماض حرف می زنند نه برای نجات سرهای خود از تیغ های بران، بلکه برای ایجاد زمینه ای آرام برای اندیشیدن کسانی است که به مردم جفا کردند و شاید بازگشت آنها مجالی باشد برای حاکمیت اخلاق و تدبیر و دانایی.

۵- جناب آقای جعفری، شما نه قانونا و نه شرعا و نه عرفا و نه مصلحتا در جایگاهی نیستید که برای سیاسیون خط و نشان بکشید و برای آنها شرط تعیین کنید ولی اگر خواستار بهبود وضعیت کشور هستید و مشارکت سیاسی ملت برای شما ارزش دارد حداقل بخشی از شرایط آقای خاتمی را که در کف قدرت شما است یعنی آزادی همه زندانیان سیاسی و بازگشت نظامیان از میدان سیاست و واگذاری آن به سیاستمداران و کنشگران اجتماعی را عملیاتی کنید. آنگاه اگر از حضور در میدان رقابت با آقای خاتمی و همراهان او در یک انتخابات آزاد در هراس هستید می توان برای نگرانی شما چاره ای اندیشید.

سید محمد رضا خاتمی

۱۶/۰۴/۱۳۹۰

استاندارد

بادبزن جگر ما

آقا حال می کنم وقتی حال و روز این بی بصیرت هارو می بینم. البته صاحبان بصیرت دیروز و ….
تا دیروز ما به جرم بی بصیرتی مورد انتقاد و فحش بودیم، حالا نه تنها که بی بصیرت نیستیم، بلکه کلی فهمیده شدیم.
تمام آنچه که ۲سال پیش ما و رهبران ۲جنبش سبز و تغییر فریاد می کردن حالا داره رو میشه. همه اونچیزی که دیروز شده بود شایعات منتشر شده ز طرف ما ، حالا اخبار خودشونه.
آقایون از حرص قدرت دارن یقه همدیگرو جر میدن، همدیگر و نصیحت می کنن و حتی  ک..لخت همدیگرو  به همدیگه یادآوری می کنن.
اینه که تو ۲ماه اخیر : -کشور۱۰روز بی رئیس جمهور میشه  -کشور دوباره به دست استکبار جهانی ناآرام می شه. -بازهم دشمان شاد می شیم  -باز هم فتنه شروع می شه. اما همه اینها اینبار از درون. از قلب بنیادگرایی و اصولگرایی.

تیم محمود دستگیر می شن.  سایتاشون فیلتر میشه. سردبیراشون گم می شن. آخونداشون فاسد می شن. مجلس دعا و عزاداریشون هم می شه عرض اندام دوطرف به همدیگه.

آقا هرچی جلوتر می رن، اخبارش میشه بادبزن دلم ما…..

استاندارد

کتاب: معصومه شیرازی

باز هم جمال زاده و پند و طنز و بیماری های اجتماع ما.

در این کتاب جمال زاده با شعر  «شیخی به زنی فاحشه گفتی مستی/هر لحظه به پای دگری پابستی///زن گفت شیخا هر آنچه گفتی هستم/اما تو چنان که مینمایی هستی؟»  که قالبی خیامی دارد در پی بیان ظاهرنمایی های و ظاهربینی های اجتماع اطرافش است. و این که شاید چنان که تعریف شده “عدل الهی ” آنچنان یکطرفه و صرفاً مذهبی نباشد!
کتاب که حول زندگانی دختری شیرازی است که در نیشابور در راه مانده می شود می گردد و در این بین خیام است و نگرش های او که به کتاب جانی عزیز می بخشد.

ضمنا داستان  “معصومه شیرازی” بخشی از کتاب “صحرای محشر است.

متاسفانه فایل این کتاب رو نداشتم.
مطلبی در این باره در وبلاگ پیشین

درباره سید محمد علی جمالزاده:

۱٫ سید محمد علی جمالزاده
۲٫ در سال ۱۲۷۰ شمسی در خانواده ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد
۳٫ فرزند «سید جمال الدین واعظ اصفهانی»
۴٫ پدرش خطیب شهیر اصفهان بود
۵٫ پدرش از پرنفوذترین مبلغان مذهبی دوران مشروطه بود و نقش مهمی در آن نهضت داشت
۶٫ تحصیلات مقدماتی را در زادگاهاش گذراند
۷٫ که بین سالهای ۸۰ یا ۸۱ همراه خانوادهاش به «تهران» عزیمت کرد
۸٫ در ۱۳ سالگی پدرش او را برای تحصیل به لبنان فرستاد و در یک دبستان به نام Laigue نام نویسی کرد.
۹٫ پدرش در سال ۱۲۸۶خورشیدی به دست عوامل مزدور و جیره خوارمحمدعلی شاه دربروجرد به قتل رسید.
۱۰٫ «جمال زاده» دوره ی متوسطه رادر جبل«لبنان» و در مدرسه ی«آنطورا» به پایان برد.
۱۱٫ در سال ۱۳۲۸ ق. از طریق «مصر» عازم «پاریس» شد.
۱۲٫ تا پایان سال ۱۳۲۹ ق. در«لوزان» ماند
۱۳٫ در اوایل ۱۳۳۳ ق. در رشتهی حقوق از دانش گاه «دیژن فرانسه» فارغ التحصیل شد
۱۴٫ همان سال نیز با همسر اول خود،«ژوفین» از اهالی «سوئیس» ازدواج کرد.
۱۵٫ او در گرماگرم جنگ جهانی اول، به «برلین» رفت
۱۶٫ چندی بعد برای اجرای ماموریتی از برلین به بغداد رفت. در آن جا روزنامه ی «رستاخیز» را منتشر کرد.
۱۷٫ توانست با «عارف» شاعر معروف و«حیدرخان عمو اوغلی»- از مجاهدان به نام ایرانی- آشنا شود.
۱۸٫ گروهی به نام «قشون نادری» از جوانان کُرد، برای جنگیدن با سپاهیان «روس» و«انگلیس» تشکل داد فرماندهی آن با «محمد نیساری قراچه داغی» بود. ولی این قشون بی آن که کاری صورت دهد، از هم پاشید
۱۹٫ سال ۱۳۱۰خورشیدی آغاز خدمت «جمال زاده» در دفتر بین المللی کار در «ژنو» بود.
۲۰٫ ۲۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، از آن جا باز نشسته شد
۲۱٫ در سال ۱۳۰۰ خورشیدی مقاله تاریخ روابط ایران و روس به صورت ضمیمهی روزنامهی کاوه منتشر شد
۲۲٫ همان سال نخستین مجموعه داستاناش به نام«یکی بود، یکی نبود» به چاپ رسید
۲۳٫ این کتاب شامل شش داستان کوتاه با طنزی تلخ است و توصیفی از کهنه پرستی وجهل در بین بعضی ایرانیان
۲۴٫ گروهی آن را به شدت نفی کرده و محتوای آن را نوعی اهانت به جامعه و آداب و رسوم ایرانی تلقی کردند
۲۵٫ از طرفی دیگر خوانندگانی بودند که دریافتند این داستان ها آغازی بسیار جدی و مهم برای ادبیات هستند که که از لحاظ تفکر، دغدغهی طرح اوضاع و احوال و حوادث جامعه را دارند
۲۶٫ و از لحاظ محتوا نیز با طنزی ظریف و آشکار، دورهی منحط دیکتاتوری و زور را به باد انتقاد گرفته اند
۲۷٫ در مقدمهی این کتاب گفته است: “در مملکت ما هنوزهم، ارباب قلم عموما در موقع نوشتن، دور عوام را قلم عموما در موقع نوشتن، دور عوام را قلم گرفته و پیرامون انشاءهای غامض و عوام نفهم می گردند…”
۲۸٫ وی پس از بازنشستگی از دفتر بین المللی کار، مدت ها وابسته ی فرهنگی «ایران» در مرکز اروپایی سازمان ملل متحد بود.
۲۹٫ در ۱۷ آبان ۱۳۷۶خورشیدی در خانه ی سال مندان «ژنو» دنیا را بدرود گفت
۳۰٫ ازآثار اوست: سر و ته یه کرباس
۳۱٫ یکی بود، یکی نبود
۳۲٫ دارالمجانین، «سرگذشت عمو حسینعلی»
۳۳٫ زمین، ارباب، دهقان
۳۴٫ صندوقچه اسرار
۳۵٫ تلخ و شیرین
۳۶٫ فارسی شکر است
۳۷٫ راهآبنامه
۳۸٫ قصههای کوتاه برای بچههای ریشدار
۳۹٫ قصه? ما به سر رسید
۴۰٫ قلتشن دیوان
۴۱٫ صحرای محشر
۴۲٫ هزار پیشه
۴۳٫ معصومه شیرازی
۴۴٫ قصه قصهها
۴۵٫ هفت کشور
۴۶٫ قصههای کوتاه قنبرعلی
۴۷٫ شاهکار
۴۸٫ کهنه و نو
۴۹٫ غیر از خدا هیچکس نبود
۵۰٫ شورآباد
۵۱٫ خاک و آدم
۵۲٫ آسمان و ریسمان
۵۳٫ مرکب محو
۵۴٫ ترجمه هایی نیز از«شیلر» باعنوان «دون کارلوس» و «ویلهلم تل»(هر دو در سال ۱۳۳۵)،
۵۵٫ «خسیس» اثر«مولیر»(۱۳۳۶)،
۵۶٫ «قنبرعلی، جوان مرد شیراز» اثر«دوگو بینو»(۱۳۵۷) نیز از آثار اوست
۵۷٫ ۳۰۰ مقاله از جمالزاده به ثبت رسیده است.
۵۸٫ ساده نویسی نیز در کنار واقع گرایی از ویژگی های قلم او هستند
۵۹٫ داستان هایش انتقادی از وضع زمانه، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه است.
۶۰٫ شخصیت های او را مردم کوچه و بازار تشکیل می دهند
۶۱٫ جمالزاده با ادبیات عامیانه آنها را شخصیت پردازی می کند
۶۲٫ وی بیش از ۹۰ سال از ۱۰۶ سال عمرش را خارج از ایران گذراند
۶۳٫ اما همیشه فارسی نوشت
۶۴٫ همیشه از مردمی که تنها در کودکی دیده بود نوشت
۶۵٫ و هرگز از اروپا ننوشت!
۶۶٫ و با اینکه فارغ التحصیل حقوق بود از حقوق ننوشت.
۶۷٫ اولین بار در”کمیته ملیون ایران” در برلن که با تقی زاده تاسیس کرده بود “فارسی شکر است” را خواند
۶۸٫ داستان را “محض تفریح” نوشته بود!
۶۹٫ این داستان و ۵ تای دیگر شدند “یکی بود یکی نبود” و ابتدای داستان نویسی مدرن در ایران
۷۰٫«چایکین» خاورشناس معروف روسی درباره ی این کتاب گفته:
« تنها با یکی بود، یکی نبود است که مکتب و سبک رآلیسم در ایران آغاز شد و همین سبک و مکتب است که در واقع به عنوان شالوده ی جدید ادبیات داستانی در ایران محسوب شد و فقط ازآن روز به بعد می توان از پیدایش نوول و قصه و رمان در ادبیات هزارساله ی ایران سخن راند.»
۷۱٫ اما همین کتاب بعد از انتشار در برخی مناطق به آتش کشیده شد
۷۲٫ از خصوصیات سبک و نثر«جمال زاده» تعریف و توصیف است
۷۳٫ اما او نتوانست نقش پیش روی خود را تا آخر، حفظ کند و در دام ابتذال گرفتار آمد
۷۴٫ او درواقع، کم کم از جریان زنده ی ادبیات داستانی مدرن فاصله گرفته، دور شد
۷۵٫ هم چنین نتوانست در خود، دغدغهی ارتباط میان «عوامل اجتماعی» و«تولید ادبی» را حفظ کند
۷۶٫ خیلی زود، از صحنهی فعالیتهای اجتماعی دور شد
۷۷٫ در داستان نویسی نیز به نوشتن خاطرات ملال انگیز و کسل کننده پرداخت
۷۸٫ و در آثارش، اخلاقیات ناپسند مردم «ایران» را به تمسخر گرفت!
۷۹٫ ازین رو او را چهره ای زنده نمی دانند چراکه رابطه اش را با جامعه از دست داد
۸۰٫ او معتقد بود : «معرفت به رسالت آبستن است»
۸۱٫ یعنی وقتی انسان به معرفتی دست یافت فوراً رسالتی به عهده او گذاشته خواهد شد.
۸۲٫ و حاصل معرفت خود را، هر چه هست، میبایست به دیگران نیز برساند
۸۳٫ این عقیده بیشتر ناظر به “ادبیات مفید ” است تا “ادبیات متعهد”
۸۴٫ به سیمین دانشور در نامه ای می نویسد :
«ژنو بلاشک یکی از قشنگ‏ترین شهرهای دنیاست (بعضی اشخاص معتقدند که قشنگ‏ترین شهر است) و من هم زنِ خوب و خانه خوب و مزاج سازگاری دارم ولی تنها مانده‏ام و گاهی این تنهایی معنوی به‏جایی می‏رسد که آن شعر معروف بر زبانم جاری می‏شود که نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم».
۸۵٫ بسیار به نامه نگاری علاقه داشت و کمتر اتفاق می افتاد نامه ای را بی جواب بگذارد.

استاندارد

سخنان گهربار

اتفاقا تغییر ساعات ، اثر بر عکس دارد و مصرف انرژی را زیادتر می کند. !!!

این که می گویند دو تا بچه کافیه ، بنده معتقد نیستم . کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد. !!!

فرار مغزها و سرمایه‌ها نداریم ، هر کس آزاد است هر کجا که خواست زندگی کند.!!!

مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند. !!!

بر خلاف دولت‌های قبلی ما در انتخابات شوراها ، بی‌طرف عمل کردیم. !!!

امارات اگر پیشرفت کند ، انگار ما پیشرفت کرده‌ایم. !!! ادامه مطلب ←