صفحه 1
استاندارد

فرزندان پرمان

سلام.

یادمه سال ۸۶ که شرکت پرمان مبتکر رو ثبت کردم با اصرار پدرم و افق دید صنعتی بود. اون زمان دانشجوی ترم آخر مهندسی مکانیک ساخت و تولید بودم. البته می دونستم که بر حسب علایق ام باید موضوع شرکت رو ببینم و همینطور هم شد.

ترم آخر رو یادمه رفتم برای کار در یک شرکت تولیدی به نام آدنیس. مدیر تولید از دوستان هم دانشگاهی هام بود و رئیس بزرگوارم هم همینطور. مدتی شدم طراح بخش تحقیق و توسعه(R&D) و این همکاری ۶ ماه ادامه پیدا کرد. مخلص کلام تجربه خیلی خوبی بود. بهینه سازی و طراحی و ارزیابی های تولید بخاری و کولر برام یه تجربه ساخت واسه بعد از اتمام درس.

(نمی دونم باید در این بین فعالیت هام رو هم بگم یا نه؟! اما اینو به عنوان پرانتز می زارم برای بعد.چون خیلی شیرین و دوست داشتنیه برام)

سالها گذشت و بعد از اتمام دوره سربازی تصمیم به راه اندازی یک مجموعه طراحی صنعتی با دوستان کردیم. تقریبا در مدت ۶ ماه فقط یک کار طراحی قالب انجام دادیم و خلاص. اوضاع تولید رو به وخامت رفت و مجموعه ها در وضع مناسبی نبودن. کم کم به سمت اجرای پروژه های تاسیساتی و ساختمانی کشیده شدیم.

از دل این پروژه ها همین گروه پرمان مبتکر شرق جان دوباره گرفت و شروع و راه خوبی رو داشت می رفت که تا الان ادامه داره.

به موازات این راه از قدیم گاه به گاه طراحی های گرافیکی هم انجام می دادم. پروژه های تبلیغاتی و میدانی یکی از علایق جدایی ناپذیر من بود. عکاسی رو هم از سال ۷۹ شروع کرده بودم و تو این سالها توسعه پیدا کرده بود مهارت هام. در سالهای بعد از ۸۸ که کم کم داشتم از این وادی فاصله می گرفتم به واسطه دوست خوب محمدجواد مولودی و سعید داوری نژاد گروه پژوهش های کاربردی پرمان پا گرفت. البته تجربیات همه ما از سالهای ۸۰ شروع شده بود اما گروه رو از سال ۸۹ پایه گذاری کردیم. خیلی از دوستان دیگر هم گهگداری به ما لطف داشتن و تو پروژه ها کمک می کردن.

در سال ۱۳۹۰ وقت بعد از ظهر ها رو به فعالیت های اینترنتی و طراحی سایت اختصاص داده بودیم. این شده بود یکی از راه های درآمدزایی و تفریحی ما. سومین فرزندمون هم اون موقع پا به عرصه گذاشت. پرمان شاپ قرار بود فقط یک فروشگاه محصولات آموزشی و فایل های کاربردی و ویدیو ها باشه. اما این موضوع ادامه پیدا نکرد و فقط یک ۱۸ ماه دووم آورد.

با توجه به اینکه من  در سال آخر کارشناسی ۱۳۸۷ پروژه ام رو ارزیابی ساخت پرینترهای سه بعدی لیزری(فرآیند استریولیتوگرافی) تعیین کرده بودم و البته هیچ مرجع داخلی و فارسی برای آن وجود نداشت، این علاقه جوری در من شکوفا بود که یادمه چند بار از بیرجند رفتم تهران تا با اساتید فن مشورت کنم و یا بتونم مرجع مکتوبی رو پیدا کنم. بعد از تکمیل پایانامه و پایان تحصیل این علاقه هم همینطور موند گوشه ذهنم تا اینکه در سال ۱۳۹۲ به پیشنهاد دوست عزیزم مهندس سعید داوری نژاد دوباره برگشتیم به این گود.

اولین تولید کننده و توسعه دهنده پینتر های سه بعدی در ایران.

پرمان شاپ تبدیل شد به محل فروش دستگاه هایی که خودمون می ساختیم و قطعات آن.

ادامه دارد……….

استاندارد

بودجه های پروژه های  عمرانی به کجا می رود؟

 نزدیک به ٢سال گذشته در کنار تمام پروژه ها، درگیری اصلی گروه کاری پرمان اتمام و تحویل پروژه رستوران هویزه بوده.پروژه ای که قرار بود ۵ ماهه به اتمام برسه، اما به علت عدم توانایی کارفرما در ارایه نقشه و ابلاغ و به طور شفاف ، نبود سواد فنی، بعد از گذشت ٢۵ ماه هنوز ۶ ماه دیگر در بهترین حالت ادامه خواهد داشت.

این پروژه بکبار بعد از گذشت ٩ ماه از شروع افتتاح شد اما به علت پسندیده نشدن از طرف مسؤولین دوباره دستهوش تغییرات و تخریبات فراوانی شد.

نکته ای که تجربه شخصی من بوده صرف هزینه های گزاف ٢٠٠ درصدی نسبت به براورد اولیه و افزودنه شدن هزینه ساخت تا ٢برابر با توجیه سلیقه امری غریب و دور از انتظار بود. اینکه به جای بررسی های اولیه پول بیت المال تا ٢ برابر به علت عدم توانایی فنی و بروکراسی اداری سازمان های دولتی و شبه دولتی ، دور ریخته می شود.

مدت زمانی که مجموعه ما برای این پروژه گذاشت بیشتر از بار مالی و اعتباری ، هزینه های روانی و زمانی بوده است که دیگر رمق و انگیزه ای و البته اعتمادی برایمان باقی نگذاشته است.

خدا کند که در این کشور اول تخصص و بعد تعهد حاکم گردد….